نویسنده : فرزانه نیکو برش راد 
چکیده
عملکرد سیاسی حضرت زهرا علیهاالسلام در دفاع از حریم ولایت، پس از دوران رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تا زمان شهادت ایشان، از فرازهای مهم تاریخ اسلام است که در این مقاله، نحوه مبارزات و برخوردهای حضرت زهرا علیهاالسلام با غاصبان خلافت و شیوه های سیاسی اتخاذ شده برای رسیدن به هدف، با محور دفاع از ولایت و امامت مورد بررسی قرار گرفته اند.

مقدّمه
گرایش به الگو و پی روی از مُد نیاز بشری است که در جهت کمال گرایی و تکامل طلبی به طور فطری در درون انسان ها نهاده شده است و علم امروز آن را «همانندسازی» می نامد. از این رو، مشاهده می کنیم که نیاز به الگو و الگودهی به نسل ها، در آموزه های دینی به طور آشکار مورد توجه قرار گرفته است و قرآن به صراحت، به معرفی الگوها و اسوه های «مثبت» و «منفی» می پردازد؛ و اسوه های مثبت ثابتی را مطرح می کند که در تمام عصرها و برای همه نسل ها قابل اتّکا و پی روی در عمل هستند.

در معرفی الگو، آن نوع رفتارهای اجتماعی به عنوان «مدل» یا «راهنمای عملی» مدّ نظر قرار می گیرند(2) که از دیدگاه اسلام، در قرآن و روایات (آموزه های دینی پیامبر و اهل بیت علیهم السلام ) به عنوان نمونه و الگوی عملی معرفی شده اند. رمز ماندگاری الگوها(3) «زنده بودن تفکر و اندیشه الگوهای مطرح شده»، «همسویی سیره و سخن آنان با فطرت انسان ها»، «یکسان بینی جهان بینی و آرمان ها» و «شناخت پیروان آنان» قابل توجه و حایز اهمیت است. هر قدر این شناخت وسیع تر و عمیق تر باشد بهتر می توان محتوای پیام و گفتار و رفتار آنان را به دست آورد و از آن ها در جهت رسیدن به سعادت و تکامل و تحقق ارزش های فطری و الهی بهره برد.

ادامه مطلب را اینجا بخوانید


نویسنده : عدل الهی ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ تاریخ یکشنبه ۱ خرداد ،۱۳٩٠


کاری از گروه اخلاق اسلامی
سکولاریسم چیست و سکولاریسم اخلاقی به چه معنایی است؟

واژه سکولاریسم برگرفته از واژة لاتینی Secularis، مشتق از Seculum به معنای «نیا» یا «گیتی» در برابر «مینو» است. و مفهوم کلاسیک آن در مسیحیت، نقطة مقابل ابدیت و الوهیت است. سکولار یعنی آنچه به این جهان تعلق دارد و به همان اندازه از خداوند و الوهیت دور است. و سکولاریسم همان مخالفت با تعلیم شرعیات و مطالب دینی و موافقت با عرف‌گرایی و اعتقاد به اصالت امور دنیوی است. مثلاً وقتی گفته می‌شود «قوانین سکولار»، منظور حقوق و قوانین عرفی و دنیوی است و یا منظور از عرفان سکولار (Secular mysticism)، عرفان ناسوتی و دنیوی است.

سکولاریسم از نظر اصطلاح، در سیر تاریخ، معانی گوناگونی به خود گرفته است: اولین بار در معاهدة وستفالی (1684 م) به مفهوم خروج سرزمین‌هایی از تملک کلیسا به کار رفت؛ پس از آن به مرور، معانی دیگری را همچون تفکیک دین از سیاست، تفوق دولت بر کلیسا، تقلیب و دگرگون‌سازی دین و در نهایت طرد دین از ساحت حیات اجتماعی انسان، به خود گرفت. واژه‌هایی چون «دنیاگرایی»، «دنیازدگی»، «دنیوی گرایی». «جدا انگاری دین و دنیا»، «لادینی»، «دین گریزی»، و «عرفی گرایی» از جمله معادل‌هایی است که توسط نویسنده‌ها و مترجمان مختلف برای واژه سکولاریسم به کار گرفته شده است.

بنابر این، هر چند تا به حال در معادل گذاری این واژه در زبان فارسی، توافقی حاصل نشده است. لیکن شاید بتوان آن را به این صورت تعریف کرد که سکولاریسم عبارت است از: گرایشی که طرفدار و مروج حذف یا بی‌اعتنایی و به حاشیه راندن دین در ساحت‌های مختلف حیات انسانی، از قبیل سیاست، حکومت، علم، عقلانیت، اخلاق و امثال آن است.

بنابر تعریف فوق، سکولاریسم اخلاقی یکی از شاخه‌های سکولاریسم عام است که . . .

ادامه مطلب را اینجا بخوانید


نویسنده : عدل الهی ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ تاریخ شنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳٩٠


آنچه تقدیم می شود برگرفته از مقاله زنان اسوه است
نویسنده: حسین رحیمی
منبع: ماهنامه هنر دینی

قصص قرآنی از منابع عظیم تربیتی محسوب می‏گردد.
در این مقاله سعی شده که با اهتمام به مقوله تربیت به داستان حضرت مریم علیها‏السلام در قرآن کریم نگریسته شود. در این نوشتار با روش جدیدی به استخراج اهداف تربیتی پرداخته شده است.
این مقاله ضمن واژه‏شناسی قصص و تربیت به اهدافی چون معرفی اسوه‏های حسنه، اعمال و افعال مخلصان، مواجهه فرشتگان با برگزیدگان، تواضع در عبادت، حکمت یک نعمت و... به رشته تحریر در آمده است.


ادامه مطلب را اینجا بخوانید


نویسنده : عدل الهی ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ تاریخ دوشنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳٩٠


 

نویسنده : مهدیه سادات مستقیمی

چکیده:

الگوبرداری از سیره ی حضرت فاطمه زهرا(س)، بهترین طریق معرفت به خطوط اساسی خانواده ی آرمانی است. مکتب فاطمی(س) به لحاظ تعالی برقراری اتحاد عقل عملی با عقل نظری، این قابلیت را دارد که با مراجعه به آن بتوان به معارف جزئی در پرتو معارف کلی دست یافت و در همه ی امور زندگی از آن بهره جست. نوشتار حاضر، در راستای شناخت مهمترین عوامل تحکیم خانواده، ابتدا مقدمات و مبانی آن را در سنت و نگرش حضرت زهرا(س) به بحث می گذارد و به مباحثی همچون بینش توحیدی فاطمه (س) نسبت به خانواده، بر صواب بودن مقدمات ازدواج و اعتماد و اطمینان به دوام ازدواج می پردازد و سرانجام در بیان عوامل تحکیم خانواده در جلوه های رفتاری و گفتاری حضرت زهرا(س)، مسائلی از قبیل تدبیر در حسن سلوک با همسر، حمایت و دفاع از همسر، حفظ مراتب حجاب، تقسیم کار در خانواده و... را مورد بحث قرار می دهد.
تاریخ، موطن حادثه ها و زمان، بستر ظهور و بروز پدیده هاست؛ پدیده هایی که دم به دم به سان قطره یا موجی به سواحل تاریخ برخورد کرده و محو می شوند. در این میان، آن دسته از وقایع و حوادثی که ریشه در اخلاص و توحید دارند، باقی مانده و موجی برخاسته از ناپیداکرانه ی موجودیت آن ها، در بستر تاریخ، ساری و جاری می شود؛ چنان که جهاد عاشوراییان، همه روزها و همه زمین ها را دربرگرفت و در همه عوالم درخشید.
جلوه های رفتاری فاطمه (س) در محیط خانه و خانواده نیز جهادی دیگر بود که لوحی از اندیشه و حسن سلوک را در برابر همه قرون و اعصار گشود. وقتی چنین زنی پا به خانه بخت می گذارد و بر عرش همسری و مادری می نشیند، لحظه لحظه ی حیاتش، تاریخ و جغرافیای آرمانی ترین خانواده را رقم می زند و سرای او در سرسرای تاریخ، اسوه می شود.اخلاص، مهمترین سرّ جاودانگی حیات فاطمه (س) است. فاطمه (س) از حیات و ممات خویش، جز خداوند، اراده نفرمود. حضرت (س) موفق ترین بانوی هستی در کامروایی از زندگی، عشق همسر و فرزند بود و از آن جا که حیات خانوادگی خود را نیز برای خداوند می خواست، چنین دعا می فرمود:

ادامه مطلب را اینجا بخوانید

 


نویسنده : عدل الهی ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ تاریخ پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳٩٠
تگ های این مطلب:آرمان پذیری ¡تگ های این مطلب:مکتب فاطمی


الگوی ابرار

نویسنده: سید مهدی موسوی کاشمری

یکی از عوامل اساسی در تکامل انسان عنصر «اسوه » است
به یقین ارائه تعریف جامعی از اسوه در همه موضوعات مربوط به حیات مادی و معنوی بشر که بتواند با برقراری اعتدال بین نیازها و استعدادهای انسانی، آنها را در حد طاقت بشری به کمال لایق خود برساند، بدون هدایت وحی، توفیق بایسته را نخواهد یافت.

زیرا برای دست یابی به الگوی مذکور باید خود جستجوگر انسان و ابعاد شخصیت انسانی را بشناسد، به تمامی حقائق وجودی او و راه کمال و ایجاد اعتدال بین قوای او به درستی پی برده باشد، سپس فرد و یا افرادی را که در تمامی آن ابعاد، خویش را تا نقطه کمال رسانیده باشند، بشناسد و آن گاه با اسوه قرار دادن آنها، خود در این طریق راه بپیماید.

از مسائل ضروری در همه دورانها به خصوص امروزه غیر ممکن بودن این امر است.


بنابراین یافتن اسوه انسانی جز از راه هدایت الهی ممکن نیست، زیرا خداوندی که خود آفریدگار انسان است، بهتر از هر کس به احتیاجات و قابلیتهای مصنوع خویش آگاه است و درباره او فرموده است: «الا یعلم من خلق و هو اللطیف الخبیر». آیا او نسبت به مخلوق خود آگاه نیست؟ او دانا به لطائف امور و آگاه است. (1)

او می داند که هر کس در چه مرحله ای از مراتب کمال بشری قرار دارد در این باره در قرآن کریم فرمود:

 

ادامه مطلب را اینجا بخوانید


نویسنده : عدل الهی ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ تاریخ یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳٩٠
تگ های این مطلب:حضرت زهرا ¡تگ های این مطلب:الگوی ابرار ¡تگ های این مطلب:اسوه ¡تگ های این مطلب:تکامل انسان


یکی از پرسش‌های کلیدی و بنیادین که همواره پیش روی عرفان‌پژوهان و حتّی مشتاقان سیر و سلوک عرفانی که بیشتر دلداده ساحت عملی عرفان بودند، وجود داشته و دارد، این است که آیا عرفان، در قرآن آموزه‌ها و گزاره‌های وحیانی دارد یا نه؟ به بیان دیگر، عرفان اسلامى، اسلامی است یا به تدریج، اسلامی شده است؟ یعنی نا‌آشنا و بیگانه‌ای بود که آشنا و یگانه شد؟ و اگر مسأله را به زبان امروزین طرح کنیم، چنین خواهد شد که آیا عرفان اسلامى داریم یا عرفان مسلمین؟ عرفان، در متن اسلام وجود داشت یا در حاشیه که خارج از متن بود و با بازسازی‌ها و اصلاحاتى، آرام آرام وارد متن شده است؟
سؤال یا سؤالات یاد شده، دغدغه دیرینه و تاریخی عرفان‌شناسان و عرفان‌پژوهان بود. البته با رویکردها و رهیافت‌های متفاوت، پاسخ‌های گوناگون و حتّی متهافت نیز پیدا کرد؛ به گونه‌ای که برخی به نظریة این‌همانی یا عینیّت اسلام و عرفان معتقد شدند که حداقل دو پیامد داشت: الف. هر چه عارفان در حوزه‌های عرفان نظری و عملی گفتند، عین اسلام است و هیچ تضاد، تعارض و خبط و خطایی در نسبت عرفان با اسلام وجود ندارد. ب.‌اسلام، به عرفان تحدید شد و به تعبیر امروزین، تحویل‌گرایانه و فروکاهشانه اسلام را محدود به عرفان کردند و ابعاد و ساحت‌های دیگر اسلام را ندیدند و همة آیات قرآن و احادیث را با تفسیر و تأویل به بعد عرفانی و باطن‌گرایى، محدود و منحصر ساختند.
برخی نیز بر این نظریه پافشردند که نسبت اسلام با عرفان غیریت و این نه آنی است که...

ادامه مطلب را اینجا بخوانید


نویسنده : عدل الهی ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ تاریخ سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳٩٠
تگ های این مطلب:عرفان در قرآن ¡تگ های این مطلب:عرفان ¡تگ های این مطلب:عرفان شناسان ¡تگ های این مطلب:عرفان پ


حسن خلق آن است که فرد به اخلاق و صفات پسندیده ی انسانی و اسلامی مزیّن شده باشد و با خوی خوش،اخلاق نیکو و اعمال و کردار خود را تطبیق دهد و بر نحوه ی برخورد و روابط خود را با دیگران تنظیم کند.
اهمیت این خصیصه به قدری است که خداوند تبارک و تعالی پیامبرش را چنین توصیف کرده:
(وَ إنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیم). (1)
ای پیامبر در حقیقت تو به خُلقی نیکو و عظیم آراسته ای.
از سوی دیگر آن حضرت نیز هدف از بعثت خود را ...


نویسنده : عدل الهی ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ تاریخ شنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳٩٠
تگ های این مطلب:حسن خلق ¡تگ های این مطلب:اخلاق نیکو ¡تگ های این مطلب:نفوذ در دلها ¡تگ های این مطلب:صفات پسندیده


عرفان در قرآن

یکی از پرسش‌های کلیدی و بنیادین که همواره پیش روی عرفان‌پژوهان و حتّی مشتاقان سیر و سلوک عرفانی که بیشتر دلداده ساحت عملی عرفان بودند، وجود داشته و دارد، این است که آیا عرفان، در قرآن آموزه‌ها و گزاره‌های وحیانی دارد یا نه؟ به بیان دیگر، عرفان اسلامى، اسلامی است یا به تدریج، اسلامی شده است؟ یعنی نا‌آشنا و بیگانه‌ای بود که آشنا و یگانه شد؟ و اگر مسأله را به زبان امروزین طرح کنیم، چنین خواهد شد که آیا عرفان اسلامى داریم یا عرفان مسلمین؟ عرفان، در متن اسلام وجود داشت یا در حاشیه که خارج از متن بود و با بازسازی‌ها و اصلاحاتى، آرام آرام وارد متن شده است؟
سؤال یا سؤالات یاد شده، دغدغه دیرینه و تاریخی عرفان‌شناسان و عرفان‌پژوهان بود. البته با رویکردها و رهیافت‌های متفاوت، پاسخ‌های گوناگون و حتّی متهافت نیز پیدا کرد؛ به گونه‌ای که برخی به نظریة این‌همانی یا عینیّت اسلام و عرفان معتقد شدند که حداقل دو پیامد داشت: الف. هر چه عارفان در حوزه‌های عرفان نظری و عملی گفتند، عین اسلام است و هیچ تضاد، تعارض و خبط و خطایی در نسبت عرفان با اسلام وجود ندارد. ب.‌اسلام، به عرفان تحدید شد و به تعبیر امروزین، تحویل‌گرایانه و فروکاهشانه اسلام را محدود به عرفان کردند و ابعاد و ساحت‌های دیگر اسلام را ندیدند و همة آیات قرآن و احادیث را با تفسیر و تأویل به بعد عرفانی و باطن‌گرایى، محدود و منحصر ساختند.
برخی نیز بر این نظریه پافشردند که نسبت اسلام با عرفان غیریت و این نه آنی است که این نظریه، خود لوازمی معرفتی داشت؛ همچون: 1. اسلام، تُهی از عرفان است و به سطح و قشر پرداخته و از عمق و لایه‌های باطنی محروم است؛ یعنی دین عوامان و عالمان قشری است. 2. عرفان، دانشی است بیگانه و وارداتی که در اثر گسترش جغرافیای سیاسی اسلام و تعامل با ملل و فرهنگ‌های دیگر در صدر اسلام به خصوص قرن دوم‌ با نهضت ترجمه وارد فرهنگ و تمدن اسلامی شد؛ یعنی عرفان اسلامى نداشتیم و عرفان، به تدریج اسلامی شد و آن هم با انگیزه‌ها و اندیشه‌های مختلف، اعم از معرفت‌شناختى، روانشناختی و جامعه‌شناختی و تاریخی – سیاسى.
در برابر دو نظریه افراطی و تفریطى، نظریه اعتدال‌گرایان مطرح شد که عرفان، اسلامی است؛ هویت و شناسنامه‌ای کاملاً اسلامی دارد؛ عرفان در دامن فرهنگ اسلام‌، زاده شد و رشد یافت؛ ولی در اثر تبادل و تعامل با فرهنگ و تمدن دیگران، هم از آن‌ها متأثر شد و هم بر آنان مؤثر گشت. البته در سیر تطوری و تکاملی‌اش به ویژه پس از قرن نهم با بدعت‌ها، تحریف و انحراف‌های مختلف چه در بُعد علمی و چه در بُعد عملی همراه شد که بیشتر به تصوف و صوفی موصوف و موسوم است. در نظریه سوم، اوّلاً اصالت عرفان اسلامى یا اسلامی بودن عرفان پذیرفته شد و ثانیاً نه عرفان، عین اسلام تلّقی شد و نه غیر آن قلمداد شد؛ بلکه در عین حال که دارای هویت اسلامی و اصالت و استقلال است، از عرفان‌های شرقی و غربی نیز متأثر شده و گرفتار گرداب بدعت‌ها و عوام زدگی‌ها و تحریف و انحراف‌ها نیز گشته است. نه اسلام، به عرفان و تأویل به آموزه‌های عرفان محض و محدود تحویل گشت و نه عرفان بیگانه‌ای تلقّی شد که به تدریج، اسلامیزه شود و یگانه تلقی گردد.
در نوشتار حاضر، درصدد پژوهش و پردازش دربارة نظریه‌های یاد شده نیستیم؛ ولی با عطف توجه به نظریة سوم و البته با نگاه و نگره‌ای که تاریخ‌نگرانه نیست، به رابطه عرفان و قرآن اهتمام داریم؛ به معنایی که به تعبیری مستقل از دیدگاه‌های مطرح شده است، زیرا معتقدیم اوّلاً بایسته است عرفانِ اسلامی را از عرفانِ معهود تاریخی یا مسلمین که خود معرفتی از معارف دینی و قرائتی از قرائت‌های دربارة «دین» و آموزه‌های دینی است، تفکیک کنیم و ثانیاً بدون پیش‌فرض‌ها و پیش‌داوری‌ها، مستقیم و مستقل به سراغ «متن» یعنی قرآن کریم و سنّت و سیرة معصومان‌علیهم السلام برویم، تا عرفان را هم در جنبه نظری – علمی و هم در جنبه علمی – عینی به نظاره بنشینیم و عرفانِ قرآنی عترتى، عرفان و‌حیانی و عرفان کتاب و سنّت، عرفان نبوت و امامت یا عرفان ناب اسلامی را که از هر اعوجاج و کژی یا انحراف و تحریفی منزّه است و از کاستی‌ها و خلأهای عرفانِ مصطلح نیز رنج نمی‌برد، مطرح کنیم، تا گامی به سوی عرفان قرآنی – ولایی برداریم.


نویسنده : عدل الهی ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ تاریخ دوشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٩


چرا مکاشفه عنوان  پست جدید وبلاگ اخلاق و عرفان است که امیدوارم از خواندن مطالب جالب دراین زمینه بهرمند شوید


نویسنده : عدل الهی ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ تاریخ پنجشنبه ۳ خرداد ،۱۳۸٦


برخى از تفاسير عرفانى و كتاب هايى كه به اين موضوع پرداخته اند، عبارتند از:

1. كشف الاسرار و عدة الابرار، معروف به تفسير خواجه عبدالله انصارى نوشته ابوالفضل رشيدالدين احمد بن ابى سعد ميبدى، به اهتمام على اصغر حكمت، اميركبير تهران.

2. لطائف الاشارات، ابوالقاسم عبدالكريم بن هوازن قشيرى نيشابورى، تصحيح و تحقيق ابراهيم بسيونى، دارالكتاب العربى للطباعة والنشر قاهره.

3. حقائق التفسير، ابوعبدالرحمن سلمى، به تصحيح پل نويا لويى ماسينيون، به همت دكتر نصرالله پورجوادى، مركز نشر دانشگاهى تهران.

4. لباب التأويل، معروف به تفسير خازن، ابوالحسن على بن محمد بن ابراهيم شيحى بغدادى، مطبعة الاستقامه قاهره.

5. تفسير عرفانى سوره هاى واقعه، طارق، اعلى، نوشته سيد ناصر قوّامى، كتاب طوبى تهران.

6. اخلاق و عرفان در سوره حجرات، ابوالفضل بهرامپور، انتشارات هجرت قم.

7. عرفان و حماسه، آيت الله جوادى آملى، نشر فرهنگى رجاء.

8. عرفان ناب، عرفان در قرآن و مكتب اهل بيت، دكتر احمد باقرزاده، ميانجى، انتشارات تپش.

9. عرفان اسلام، علامه محمد تقى جعفرى، مؤسسه نشر كرامت.

10. انسان و قرآن، آيت الله حسن حسن زاده آملى، نشر الزهراء.

11. معارف دوره6 ش3، گروهى از نويسندگان، نشر دانشگاهى.

12. عرفان حافظ (تماشاگه راز)، اثر متفكر شهيد استاد مرتضى مطهرى، انتشارات صدرا.

13. تجلّى و ظهور در عرفان نظرى، سعيد رحيميان، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم.

14. فلسفه عرفان، دكتر سيد يحيى يثربى، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم.

15. معرفت شناسى در عرفان، سيد حسين ابراهيميان، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم.


نویسنده : عدل الهی ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ تاریخ پنجشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٥