در شماره پيشين به روايتی اشاره شد که اخلاص چه تاثيری بر انسان دارد در اين بخش توجه شما را به ادامه مطالب جلب می کنم:

بخش دوم

قرآن كريم نيز اين مطلب را در آيات مختلف يادآورى كرده ; از آن جمله :

الف ) «يـأيّها الّذين ءامنوا إن تتّقوا اللّه يجعل لّكم فرقانًا; (انفال ، 29) اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! اگر از [مخالفت فرمان] خدا بپرهيزيد ، براى شما وسيله اى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مى دهد ، [روشن بينى خاصى كه در پرتو آن ، حق را از باطل خواهيد شناخت ;]» .

ب ) «يـأيّها الّذين ءامنوا اتّقوا اللّه و ءامنوا برسوله يؤتكم كفلين مِن رّحمته و يجعل لّكم نورا تمشون به ; (حديد ، 28) اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! تقواى الهى پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش را به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن ]در ميان مردم و در مسير زندگى خود[ راه برويد» .

ج ) «فمن كان يرجوا لقآء ربّه فليعمل عملا صـلحا و لايشرك بعبادة ربّه أحدا; (كهف ، 110) پس هر كه به لقاى پروردگارش اميد دارد ، بايد كارى شايسته انجام دهد ، و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نكند» .

د) «والّذين جـهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا و إنّ اللّه لمع المحسنين ; (عنكبوت ، 69) و آنها كه در راه ما [با خلوص نيت]  جهاد كنند ، قطعاً به راه هاى خود ، هدايتشان خواهيم كرد ، و خداوند با نيكوكاران است » .

البته هر كس چنين ادعايى[شهود عرفانى ] داشته باشد نمى توان از او پذيرفت و نمى توان به سخنان هر مدعى گوش فرا داد; زيرا در برابر كشف و شهود واقعى كه گاه بر اثر ايمان و يقين كامل و گاه به جهت رياضت هايى حاصل مى شود ، كشف و شهودهاى خيالى و شيطانى نيز فراوان است كه گاه بر اثر تلقين هاى مكرر و انحراف فكر و ذهن از جاده صواب ، و گاه بر اثر القائات شيطان ، صحنه هايى در نظر انسان مجسم مى شود كه هرگز با واقعيت تطبيق نمى كند و چيزى جز خيال و اوهام نيست كه با آگاه شدن از طرق شناختن مدعيان راستين از دروغين مى توان فهميد كه كدام كشف و شهود ما واقعى و رحمانى و كدام كشف و شهودها خيالى و شيطانى است .


نویسنده : عدل الهی ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ تاریخ دوشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٤


 

بخش اول

انسان گاهى بر اثر تزكيه نفس توان دركى پيدا مى كند كه مى تواند با ديده دل خود به جهان غيب راه يابد و قسمتى از اين جهان را (به مقدار توانايى و قدرت خويش ) مشاهده كند ، و به تعبير ديگر ، پرده ها كنار مى رود ، و بعضى از حقايق جهان غيب بر او كشف مى شود ، به همان روشنى كه انسان با چشم سر خود محسوسات را مى بيند; بلكه به مراتب از آن روشن تر و اطمينان بخش تر است .

اين حالت را «مكاشفه » يا «شهود عرفانى» مى گويند .

چنان كه قرآن كريم مى فرمايد: «كلاّ لوتعلمون علم اليقين * لترونّ الجحيم ; (تكاثر ، 5و6) اگر شما علم اليقين مى داشتيد جهنم را مشاهده مى كرديد .»

علامه طباطبايى در تفسير اين آيه مى فرمايد: از ظاهر آيه به نظر مى رسد كه اين آيه به مشاهده جهنم در دنيا ، اشاره دارد; مشاهده اى با چشم دل كه از آثار ايمان و يقين است .; يعنى ممكن است انسان در دنيا به مرحله اى از يقين برسد كه پرده ها از مقابل چشمش كنار رود و بعضى از حقايق عالم غيب را ببيند .

از آنچه در آيات و روايات آمده روشن مى شود كه قلب و روح انسان ، همچون آينه اى است كه گاه بر اثر غبار گناه و زنگار اخلاق بد ، هيچ حقيقتى را منعكس نمى كند; ولى هنگامى كه اين گردوغبار با آب توبه شسته ، و زنگارها به وسيله تهذيب نفس زدوده شد و دل صيقل يافت ، حقيقت در آن پرتو افكن و صاحب آن ، محرم اسرار الهى مى شود و پيام هايى را كه گوش نامحرمان از شنيدن آن محروم است ، مى شنود و هر قدر ايمان و يقين انسان بالا رود ، و حجاب هايى كه بر اثر گناهان و روحيات و صفات زشت ، اطراف دل را مى گيرد كنار زده شود ، حقايق بيشترى از جهان هستى براى انسان مكشوف مى گردد تا آنجا كه مى تواند ابراهيم وار بر ملكوت آسمان ها و زمين نظر كند; چنان كه در روايتى از پيامبر اكرم (ص ) آمده است : «هر كس چهل روز خود را براى خدا خالص سازد ، چشمه هاى حكمت از قلبش بر زبانش جارى مى شود .

 


نویسنده : عدل الهی ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ تاریخ شنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٤