دوستان عزيز

پيشاپيش ميلاد يگانه منجی عالم بشريت را به همه تبريک می گويم

و با هم برای ظهور ايشان و تحقق عدالت واقعی در دنيا دعا می کنيم

اما ادامه بحث...

2 . نسبى بودن «شر» :

بدى ها و شرور از «امور نسبى » هستند ; نه «حقيقى » ; يعنى هيچ موجودى در ذات خود بد نيست ; بلكه بدى ، نوعى حالت است كه در هنگام مقايبسه ميان دو شى ء پديد مى آيد ; به عبارت ديگر در اوصاف نسبى ، تا شى ء را با چيز ديگرى مقايسه نكنيم و پاى موجود ديگرى را به ميان نياوريم ، هيچ گاه نمى توانيم آن را اين گونه وصف كنيم ; مثلاً سم مار ، زهر عقرب و.. . براى خود آن ها بد نيست و با وجود آن ها كمال سازگارى را دارد و مايه تكامل و بقاى زندگى آنهاست و تنها از آن نظر بد است كه مايه فناى انسان و آسيب پذيرى اوست .

به عبارت صحيح تر ، وجود هر چيز دو اعتبار دارد :

الف ) اعتبار فى نفسه و لنفسه ، ب ) اعتبار لغيره ; يعنى اشيا از آن نظر كه خودشان براى خودشان وجود دارند ، حقيقى هستند و از اين نظر بد نيستند . هر چيزى خودش براى خودش خوب است ; اگر بد است ، براى چيز ديگر است ، پس بد بودن يك شيء در هستى ، فى نفسه آن نيست ، در وجود بالاضافه آن است ، از طرف ديگر ، شكّى نيست كه آن چه حقيقى و واقعى است ، وجود فى نفسه هر چيز است . وجودات بالاضافه ، امورى نسبى اند و چون نسبى اند ، واقعى نيستند ; يعنى واقعاً در نظام وجود قرار نگرفته اند و هستى واقعى ندارند تا از اين جهت بحث شود كه چرا اين وجود ـ يعنى وجود نسبى ـ به آن ها داده شده است .

 


نویسنده : عدل الهی ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ تاریخ یکشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٤