به نظر شما اخلاق از كجا نشأت گرفته ؟ آيا خود انسان ها ذاتا متخلق به اخلاق هستند يا اينكه دين او را به اين كمالات رهنمون ساخته؟ مطالب زير را خوب بخوانيد:

دين در اصطلاح عبارت است از مجموعه عقائد ، اخلاق ، قوانين و دستوراتى كه از جانب خداوند براى اداره امور جامعه انسانى و پرورش و سعادت انسان ها قرار داده شده است ، بنابراين تعاليم اخلاقى بخشى از دين محسوب مى شود ، و مى توان گفت : «دين سرچشمه اخلاق » است .

تعاليم و ارزش هاى اخلاقى در اسلام از دو راه شناخته مى شوند :

1 . عقل و فطرت پاك (آگاهى هاى درونى و تمايلات فكرى )

آفرينش هر فردى از افراد انسان با يك رشته از تمايلات درونى عجين گرديده است ; چنان كه مى بينيم انسان ذاتاً و به طور ناخود آگاه به عدل و داد ، عمل به عهد و پيمان ، پاسخ نيكى به نيكى دادن ، كمك به افتادگان و زيردستان و . . . تمايل درونى داشته و اصل كار را تحسين و عامل آن را نيكوكار مى داند . در مقابل برخى از امور مانند : ظلم ، خيانت ، پاسخ نيكى را به بدى دادن ، را تقبيح و از تمايل به آن نفرت دارد و آن را ضد اخلاق مى داند .

قرآن كريم با اشاره به اين مطلب مى فرمايد : «هَلْ جَزَآءُ الاِْحْسَـنِ إِلاَّ الاِْحْسَـن» (رحمن ، 60) ، آيا جز اين است كه پاسخ نيكى را بايد به نيكى داد; يعنى اين امرى است فطرى ، كه هر فطرت غير آلوده اى آن را تصديق مى كند .

قرآن كريم نه تنها برخى امور دينى را فطرى مى داند كه هر فطرت پاكى آن را درك مى كند ، بلكه گرايش به اصل دين (كه بخشى از آن اخلاق است ) را نيز امرى فطرى مى داند آن جا كه مى فرمايد : «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لاَ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَ لِكَ الدِّينُ الْقَيِّم (روم ، 30); پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن ، اين فطرتى است كه خداوند ، انسان ها را بر آن آفريده ; دگرگونى در آفرينش الهى نيست ; اين است آيين استوار» .

2 . نور وحى (قرآن و سخنان معصومين(عليهم السلام))

در مواردى كه نور عقل و فطرت از شناخت ارزش هاى و ضد ارزشها عاجز و ناتوان است ; انسان از نور وحى كه مطمئن ترين رابطه انسان با واقع است بهره مى گيرد . لذا مى بينيم مسائل اسلامى (اعم از اخلاقى و غير اخلاقى ) دو گونه است :

الف : مسائلى كه عقل آن را مى فهمد و مصالح و مفاسد آن را درك مى كند .

ب : مسائلى كه عقل از شناخت آن عاجز و ناتوان است ، به عنوان نمونه :

فطرت و خرد انسان ، او را به خضوع در برابر خداوند كه اين همه نعمت ها را در اختيار ما نهاده است دعوت مى كند ، امّا كيفيت صحيح شكرگزارى و ثناگويى براى او روشن نيست ، در اين مورد «وحى » او را كمك مى كند ، و شيوه شكرگزارى و سپاس گويى را با فرمان نمازگزاردن ، روزه گرفتن و ساير امور روشن مى سازد .•

در اين جا به برخى از آيات اخلاق در قرآن كه سرچشمه اخلاقى اسلام است اشاره مى كنيم :

1 . قرآن كريم براى اخلاق و تهذيب نفس اهميت فراوانى قائل است به گونه اى كه سعادت و رستگارى انسان را در گرو تزكيه نفس مى داند; لذا بعد ياد كردن يازده سوگند در سوره شمس ، مى فرمايد : «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّـهَا * وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّـهَا;(شمس ، 9 ـ 10); هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرده ، رستگار شده ; و آن كس كه نفس خويش را آلوده ساخته ، نوميد و محروم گشته است !»

2 . در قرآن كريم از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به عنوان مجسمه اخلاق و داراترين درجه اخلاق اسلامى ياد شده ، و به عنوان بهترين الگو به مسلمانان معرفى شده است : «إنّك لَعَلَى خُلُق عَظِيم ;(قلم ، 4); تو اخلاق عظيم و برجسته اى دارى »; «لقد كَانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ اللَّهِ أسوه حَسَنَة;(احزاب ، 21); مسلماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود» .

3 . قرآن كريم در آيات فراوانى مسائل ارزشى و ضدارزشى را بيان نموده ، و به مبادى ، مراحل و اصول ارزشهاى اسلامى اشاره نموده است برخى از اين آيات عبارتند از : حجرات ، 1 ـ 18 ; فرقان ، 63 ـ 74 ; بقره ، 177 ; اعراف ، 31 ـ 33; نحل ، 90 ـ 92 و . . .،  جهت آگاهى بيشتر شما را به كتاب هايي كه در اين زمينه نگارش شده ارجاع مي دهم:

«اخلاق در قرآن ، آيت الله مكارم شيرازى و ديگران

«اخلاق در قرآن ، آيت الله مصباح يزدى

« مبادى و مراحل اخلاق در قرآن ، آيت الله جوادى آملى ، ج 10 و 11 .

«ارزش ها و ضد ارزشها در قرآن ، ابوطالب تجليل.

 

 


نویسنده : عدل الهی ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ تاریخ چهارشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٤